دوبیتی شمارهٔ ۲۰۳
بهارم بی خزان ای گلبن مو
چه غم کنده ببو بیخ و بن مو
برس ای سوته دل یکدم به دردم
ته ای امروز دل تازه کن مو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۴
امان از اختر شوریدهٔ مو
فغان از بخت برگردیدهٔ مو
فلک از کینه ورزی کی گذاره
رود خون از دل غمدیدهٔ مو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۵
نوای ناله غم اندوته دونو
عیار قلب خالص بوته دونو
بوره سوته دلان واهم بنالیم
که قدر سوته دل دلسوته دونو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۶
مکن کاری که پا بر سنگت آیو
جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامه خوانان نامه خونند
تو وینی نامهٔ خود ننگت آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۷
بی ته اشکم ز مژگان تر آیو
بی ته نخل امیدم نی بر آیو
بی ته در کنج تنهائی شب و روز
نشینم تا که عمرم بر سر آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۸
شبی کان نازنینم در بر آیو
گذشته عمرم از نو بر سر آیو
همه شو دیدهٔ مو تا سحرگاه
بره باشد که یارم از در آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۰۹
بدل چون یادم از بوم و بر آیو
سر شگم بیخود از چشم تر آیو
از آن ترسم من بر گشته دوران
که عمرم در غریبی بر سر آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۰
خوش آن ساعت که یار از در آیو
شو هجران و روز غم سر آیو
زدل بیرون کنم جانرا بصد شوق
همی واجم که جایش دلبر آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۱
غم عشق تو کی بر هر سر آیو
همائی کی به هر بوم و بر آیو
زعشقت سرفرازان کامیابند
که خور اول به کهساران بر آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۲
بی ته هر شو سرم بر بالش آیو
چو نی از استخوانم نالش آیو
شب هجران بجای اشک چشمم
ز مژگان پارههای آتش آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۳
نسیمی کز بن آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالش را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۴
سحرگان که بلبل بر گل آیو
بدامان اشک چشمم گل گل آیو
روم در پای گل افغان کنم سر
که هر سوته دلی در غلغل آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۵
صدای چاوشان مردن آیو
بگوش آوازهٔ جان کندن آیو
رفیقان میروند نوبت به نوبت
وای آن ساعت که نوبت وامن آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۶
بیته گلشن به چشمم گلخن آیو
واته گلخن به چشمم گلشن آیو
گلم ته گلبنم ته گلشنم ته
که واته مرده را جان بر تن آیو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۷
عزیزا مردی از نامرد نایو
فغان و ناله از بیدرد نایو
حقیقت بشنو از پور فریدون
که شعله از تنور سرد نایو
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۸
کجا بی جای ته ای بر همه شاه
که مو آیم بدانجا از همه راه
همه جا جای ته مو کور باطن
غلط گفتم غلط استغفرالله
دوبیتی شمارهٔ ۲۱۹
غم عشقت ز گنج رایگان به
وصال تو ز عمر جاودان به
کفی از خاک کویت در حقیقت
خدا دونه که از ملک جهان به
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۰
غم و درد دل مو بی حسابه
خدا دونه دل از هجرت کبابه
بنازم دست و بازوی ته صیاد
بکش مرغ دلم بالله ثوابه
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۱
مو را درد دلم خو کرده واته
ندونی درد دل ای بیوفا ته
بوره مو سوته دل واته سپارم
ته ذونی با دل و دل ذونه با ته
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۲
دل مو دایم اندر ماتم ته
بدل پیوسته بیدرد و غم ته
چه پرسی که چرا قدت ببوخم
خم قدم از آن پیچ و خم ته
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۳
بدنیا مو نوینم کام بی ته
بدس هرگز نگیرم جام بی ته
بلرزم روز و شو چون بید مجنون
ندارم یک نفس آرام بی ته
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۴
دو چشمم را ته خون پالا کنی ته
کلاه عقلم از سر وا کنی ته
اگر لیلی بپرسه حال مجنون
نظر او را سوی صحرا کنی ته
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۵
دلی دیرم چو مرغ پا شکسته
چو کشتی بر لب دریا نشسته
تو گویی طاهرا چون تار بنواز
صدا چون میدهد تار گسسته
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۶
قضا پیوسته در گوشم بواجه
که این درد دل تو بی علاجه
اگر گوهر ببی خواهون نداری
همین این جون تو که بی رواجه
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۷
دلت ای سنگدل بر ما نسوجه
عجب نبود اگر خارا نسوجه
بسوجم تا بسوجانم دلت را
در آذر چوب تر تنها نسوجه
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۸
دلم از دست خوبان گیج و ویجه
مژه بر هم زنم خونابه ریجه
دل عاشق مثال چوبتر بی
سری سوجه سری خونابه ریجه
دوبیتی شمارهٔ ۲۲۹
نذونم لوت و عریانم که کرده
خودم جلاد و بیجونم که کرده
بده خنجر که تا سینه کنم چاک
ببینم عشق بر جونم چه کرده
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۰
سرم چون گوی در میدان بگرده
دلم از عهد و پیمان بر نگرده
اگر دوران به نااهلان بمانه
نشینم تا که این دوران بگرده
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۱
شدستم پیرو برنائی نمانده
بتن توش و توانائی نمانده
بمو واجی برو آلالهٔ چین
چرا چینم که بینائی نمانده
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۲
مرا عشقت ز جان آذر برآره
زپیکر مشت خاکستر برآره
نهال مهرت از دل گر ببرند
هزاران شاخه دیگر برآره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۳
عزیزان موسم جوش بهاره
چمن پر سبزه صحرا لاله زاره
دمی فرصت غنیمت دان درین فصل
که دنیای دنی بی اعتباره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۴
غمم بیحد و دردم بی شماره
فغان کاین درد مو درمان نداره
خداوندا ندونه ناصح مو
که فریاد دلم بیاختیاره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۵
دل مو بیتو زار و بی قراره
بجز آزار مو کاری نداره
زند دستان بسر چون طفل بدخو
بدرد هجرت اینش روزگاره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۶
مو را ای دلبر مو با ته کاره
وگرنه در جهان بسیار یاره
کجا پروای چون مو سوته دیری
چو مو بلبل به گلزارت هزاره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۷
زغم جان در تنم در گیر و داره
سرم در رهن تیغ آبداره
ندارم اختیاری از چه جوشش
دل مو تاب این سودا نداره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۸
سرم بالین تنم بستر نداره
دلم جز شوق ته در سر نداره
نهد دور از ته هر کس سر ببالین
الهی سر ز بالین بر نداره
دوبیتی شمارهٔ ۲۳۹
سر سرگشتهام سامان نداره
دل خون گشتهام درمان نداره
به کافر مذهبی دل بسته دیرم
که در هر مذهبی ایمان نداره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۰
هر آن دلبر که چشم مست دیره
هزاران دل چو ما پا بست دیره
میان عاشقان آن ماه سیما
چو شعر مو بلند و پست دیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۱
دلم میل گل باغ ته دیره
درون سینهام داغ ته دیره
بشم آلاله زاران لاله چینم
وینم آلاله هم داغ ته دیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۲
دلم میل گل روی ته دیره
سرم سودای گیسوی ته دیره
اگر چشمم بماه نو کره میل
نظر بر طاق ابروی ته دیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۳
سرم سودای گیسوی ته دیره
دلم میل گل روی ته دیره
اگر چشمم بماه نو کره میل
نظر بر طاق ابروی ته دیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۴
غمت در سینهٔ مو خانه دیره
چو جغدی جای در ویرانه دیره
فلک هم در دل تنگم نهد باز
هر آن انده که در انبانه دیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۵
مو که یارم سر یاری ندیره
مو که دردم سبکباری ندیره
همه واجن که یارت خواب نازه
چه خوابست اینکه بیداری ندیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۶
سحرگاهان که اشکم لاوه گیره
زآهم هفت چرخ آلاوه گیره
چنان از دیده ریزم اشک خونین
که گیتی سر بسر سیلابه گیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۷
دل مو غیرته دلبر نگیره
بجای جوهری جوهر نگیره
دل مو سوته و مهر ته آذر
نبی ناسوته آذر در نگیره
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۸
دل ارمهرت نورزه بر چه ارزه
گل است آندل که مهر تو نورزه
گریبانی که از عشقت شود چاک
بیک عالم گریبان وابیرزه
دوبیتی شمارهٔ ۲۴۹
درخت غم بجانم کرده ریشه
بدرگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگست و آدم مثل شیشه
دوبیتی شمارهٔ ۲۵۰
هزاران دل بغارت برده ویشه
هزارانت دگر خون کرده ویشه
هزاران داغ ریش ار ویشم اشمرد
هنو نشمرده از اشمرده ویشه

گاه مي انديشم ، گاه سخن مي گويم و گاه هم سكوت مي كنم. از انديشيدن تا سخن گفتن حرفي نيست. از سخن گفتن تا سكوت كردن حرف بسيار است. در اين باور آنكه سخن را با گوش دل شنيد سخن سخني نغز و دلنشين می شود. اينبار نيز خواستم انديشه كنم ، سخن بگويم. خواستم سكوت كنم تا سكوت سخن را براي دل خود به تصوير بكشم. اي عزيز سفر كرده ، گر به آشيانه ام سفر كردي ، سكوتم را پاسخ ده...
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان
شعر و ادب و عرفان و آدرس http://www.sheroadab-zt.loxblog.com لینک نمایید
سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته : 912
بازدید ماه : 898
بازدید کل : 100228
تعداد مطالب : 1102
تعداد نظرات : 48
تعداد آنلاین : 1